TimTim

سایت خبر خوان

لاک پشت های دریایی وجود دارند

شنبه 8 دی 97 | 14:37 - virgool.io - 28
نمی دونم اولین بار کی بود و کجا، نمی دونم درگیر سر و کله زدن با کدوم ح...

نمی دونم اولین بار کی بود و کجا، نمی دونم درگیر سر و کله زدن با کدوم حالت کرخت زندگیم بودم که مغزم یهو از پستوی اطلاعات به ظاهر برای همیشه فراموش شده ی خودش این خاطره ی نه چندان مهم رو کشید بیرون  و گرد گیری کرد و گذاشتش تو کمد کوچیک الهاماتم و به این خاطره ی فراموش شده ی محو ارزش دیگه ای داد.

خاطره ای بی اهمیت و کهنه که یکهو تبدیل شد به درسی الهام بخش برای تمام لحظاتم. درسی که پیوسته به من یادآوری می کنه فرقی نمی کنه که دارم چای اول صبحم رو دم میکنم یا برای بهبود زندگی آدما تلاش می کنم، همیشه دارم کار تاثیر گذاری انجام میدم.

اون خاطره مربوط می شه به یک مستند حیات وحش که من سال ها پیش دیدم. یادم نمیاد چند سال پیش، یادم نمیاد کجا، فقط یادمه که غروب بود همین. و صد البته اسم مستند و مستند ساز و شبکه ای که مستند رو پخش میکرد رو یادم نمیاد. اما حس پیش اومده تو اون لحظه رو و تمام تصاویر شگفت انگیزشو به خوبی یادمه.


و اما مستند…..


چندین متر دور تر از دریا  توی ساحلی شنی، لاک پشت ماده ای چاله ای در شن های ساحل می کَند و تو چاله تخم گذاری می کرد. تعداد تخم ها خیلی زیاد بود شاید 50 تا یا بیشتر. اینکه رقمی که گوینده ی مستند گفته رو به یاد نمیارم اتفاق عجیبی نیست ولی صحنه ی چاله ی پر از تخم های لاک پشت رو کاملا واضح به یاد میارم. صحنه ای که خبر از تولد تعداد زیادی لاک پشت می داد. لاک پشت مادر آروم آروم و با هیجان سرد لاکپشتیش روی تخم ها رو با شن پوشوند جوری که انگار اون گوشه ی ساحل هیچ اتفاقی نیفتاده. این پنهان کردن رو با مهارت خیلی زیاد و دقت خیلی بالایی انجام می داد انگار که دغدغه ای جز حفظ سلامت تخم های کوچیک و بی دفاعش نداشته باشه. اما یکهو بعد از اتمام کار پوشوندن روی تخم ها، با آرامش خالی از مهر مادری ساحل رو احتمالا تا تخم گذاری بعدی و فرزندان متولد نشده اش رو برای همیشه ترک کرد.

داستان لاک پشت مادر اینجا به پایان می رسه و صحنه ی بعدی ساعات اولیه بامداد  ساحلی زیبا رو به نمایش میذاره. بامداد تاریک تاریکی که غرق در سکوت و صدای امواج دریا است و نشونه ای از هیچ اتفاق هیجان انگیزی نداره. اما چند متر دورتر از ساحل دقیقا همونجایی که لاک پشت مادر تخم گذاری کرده بود مشتی از شن ها نشست می کنه و چند لحظه بعد مقدار بیشتری شن فرو میره. ناگهان تغییر قابل ملاحظه تری اتفاق میفته. انگار جنبشی زیر مقداری شن در حال شکل گرفتن باشه. جنبشی که ماهیتش بعد از سر برآوردن اولین نوزاد لاک پشت از زیر شن خودش رو معرفی می کنه.

تولد.

هنوز فکر کردن به اون صحنه  تپشی در عمیق ترین گوشه ی قلبم به وجود میاره. تولد برای من، پدیده ای شگفت انگیز توام با حس ضعف و قدرتی همزمانه. یک تضاد زیبا و شیرین مثل تقابل سرمای بستنی روی تیکه ای کیک براونی داغ. اما تولد  لاک پشت های دریایی برای من حس متفاوت و عمیق تری نسبت به تولد سایر موجودات ایجاد کرد.

حسی عمیق که با فکر کردن به لحظه ای که لاک پشت های ضعیف و کوچولو با چشم هایی که تو اولین لحظه های گشوده شدنشون پر از شن های ساحل هستن و دنیا رو تار و غیر شفاف می بینن در حالی که برای خروج از چاله  دست از تلاش برنمیدارن توی قلبم به وجود میاد.


و این تولد شگفت انگیز شروع ماجراجویی یک موجود آرام آرام آرام و آرام است. غریزه یا اشتیاقی عجیب به زندگی، بوی خوش دریا و یا حتی ترس از ساحل یا هرچیز دیگه ای تو وجود بچه لاک پشت های تازه متولد شده ولوله ای به پا می کنه و اون ها رو به سمت چندین متر اون طرف تر به آغوش دریا هدایت می کنه.

قدم های اول نامتوازن و ناهماهنگ -به زیبایی تاتی کردن یک کودک- اتفاق میفتن و خیلی زود وقتی هر کدومشون بالا رفتن از سر و کول بقیه رو تموم کرد و به  نقطه ی مشخصی روی شن ها ی ساحل رسید، بعد از یه مکث کوچیک با جهتی تقریبا مشابه جهت بقیه ی بچه لاک پشت ها شروع به حرکت می کنه و سفر چند متری خودش رو به سمت دریا آغاز می کنه. اما داستان تمام بچه لاک پشت ها تقریبا از دم دمای طلوع آفتاب شروع می شه. هر کدوم با سرعت متفاوت و در جهتی شبیه به بقیه اما در مسیری متفاوت از بقیه دریا رو نشونه می گیره و راه میفته. بعضی هاشون  خیلی سرحال و پر انرژی، بعضی ها خیلی آروم و خسته و بعضی ها هم آهسته و پیوسته جوری که انگار هزاران بار این تجربه براشون تکرار شده راهشون رو ادامه میدن. اما اونچه که بین همه شون مشترک هستش حرکت به سمت دریاست. هدفی از پیش تعیین شده و یا  شایدم انتخابی اجباری برای زنده موندن.

دسته ی بچه لاک پشت های تازه از چاله بیرون زده  بعد از چند متر حرکت با خیل عظیمی از بچه لاک پشت های دیگه روبرو میشه. این یعنی لاک پشت های مادر زیاد دیگه ای هم  تو ساحل تخم گذاری کردن و حالا وقتش رسیده که بچه لاک پشت ها خواهر و برادرهاشونو گم کنن و به طرز زیبایی لابه لای لاک پشت های دیگه  به سفرشون ادامه بدن.

جمعیت پر تعدادی از بچه لاک پشت های تازه متولد شده تو ساحل، در جست و جوی راهی به دریا هستن. اما در همون اولین لحظات، با حضور مرغ های دریایی غم و ترس راه خودشو به داستان زندگی بچه لاک پشت ها پیدا می کنه. لاک پشت های دریایی کوچولو به واسطه ی وزن سبکی که دارن و تضاد رنگی خوبی که با ساحل ایجاد میکنن به راحتی برای مرغ های دریایی قابل شکارند. برای شکار این کوچولوها احمق ترین مرغ ها هم بی نصیب نمی مونن. ساحل پر از طعمه های سبک و بی دفاعه که حتی چشم-بسته هم می شه شکارشون کرد.

مرغ های دریایی فقط یکی از دلایل تبدیل شدن اولین ساعات زندگی لاک پشت ها به یه تراژدیه ، آلودگی های انسانی رفت و آمد  کشتی ها ، موجودات شکارچی دیگه و ... همه و همه باعث می شن تا درصد بسیار کمی از بچه لاک پشت ها به دریا برسن.

نمی دونم خود بچه لاک پشت ها متوجه این خطرات هستن یا نه، نمی دونم از احتمال پایین نجات پیدا کردنشون باخبر هستن یا نه ولی می دونم برای زنده بودن با اون باله های کوچیک مناسب شنا کردنشون و با تمام قدرتی که با خودشون از دوران تخم لاک پشت بودن آوردن به سمت دریا میدون.

اما رسیدن به دریا اتفاق میفته......

لاک پشت ها لبخند نمیزنن ولی لحظه ی برخورد آب دریا به تن لاک پشت ها شبیه ساز زیباترین لبخندهاس، شبیه ساز رضایتمندترینشون. لبخندی ناشی از نجات یافتن و شروع حیاتی بیرون از ساحل ، در دل دریا...  

لزوما اولین لاک پشت هایی که تخم رو شکستن به دریا نمی رسن،  لزوما سر حال ترینشون به دریا نمی رسن، بعضی از سریع ترین ها ممکنه شکار بشن. بعضی از قوی ترین ها ممکنه راه رو گم کنن. بعضی از بی جون ترین هاشون ممکنه گوشه ای بیفتن و تلف بشن و بعضی دیگه از اون بیجون ها ممکنه گوشه ای بیفتن و دریا به واسطه ی جذر و مدش به سراغشون بیاد و هزار جور اتفاق دیگه که می تونه برای هزارتاشون اتفاق بیفته.

هیچ کس نمی تونه با بررسی یک بچه لاک پشت چند متر قبل رسیدنش به آب پیش بینی کنه اون به دریا می رسه یا نه. تنها عامل تعیین کننده ی به آب رسیدن و نرسیدن مجموع  تک تک حرکت های درست و غلط بچه لاک پشته. شاید حذف یکی از اون حرکتا مانع رسیدن بچه لاک پشت به دریا بشه. شایدم فقط یه حرکت درست یا اشتباه می تونست یکی از بچه لاک پشت های تلف شده رو نجات بده.

هیچ چیزی قابل پیشبینی نیست و هیچ چیزی قابل تجویز نیست. تنها تجویز، حرکته و در نتیجه ی تمام این حرکت های کوچیکه که لاک پشت های دریایی هنوز وجود دارند.


و وجود خواهند داشت☺

پ ن: لاک پشت ها از قدیمی ترین موجودات ساکن بر روی کره زمین هستند. این موجودات آرام و دوست داشتنی زیاد عمر میکنند.  

برخی گونه های دریایی آنها به دلیل دخالت های انسانی در سواحل در معرض خطر انقراض هستند. سواحل زیادی از جمله سواحل  جنوبی ایران برای حفظ آن ها مراقبت می شوند تا تعداد بیشتری از بچه لاک پشت ها به دریا برسند.



سنجاق, که چی,زندگی,تلاش,سنجاق,کارهای مهم,