TimTim

سایت خبر خوان

شور بی‌نمک

پنج شنبه 20 دی 97 | 02:37 - virgool.io - 34
هشدار : این نوشته ممکن است شامل تصاویر و عبارات ناراحت‌کننده‌ای باشد.

* هشدار : این نوشته ممکن است شامل تصاویر و عبارات ناراحت‌کننده‌ای باشد. *

گریه نکن کوچولو. جنازه که گریه ندارد. همزمان با مادر تو که چنین آرام روی زمین خوابیده، مردم دیگر تکه‌پاره می‌شوند و کک‌شان هم نمی‌گزد. ببین خواهرت - شاید هم برادرت، امان از قیافه‌ی شما شرقی‌ها - سرش را پایین انداخته و با وقار و متانت ناراحتی‌اش را ابراز می‌کند. گریه نکن. صورت مادرت را ببوس و خداحافظی کن. بلند شو روی پاهایت بایست، دست خواهرت - یا شاید هم برادرت - را بگیر، دو پا داری دوتای دیگر هم قرض کن - البته پاهای مادرت اندازه‌ی تو نیست و اگر بود هم بریدنشان کار تو نیست - و فرار کن. کمک‌های بشر دوستانه الان است که از راه برسد. اگر بتوانی به موقع برسی و در عکس‌های خبرنگاران خودت را حاضر کنی حسابی معروف می‌شوی و تا آن سر دنیا هم تصاویر نعره‌‌زدن و گریه‌کردنت پخش می‌شوند و احمق‌ها در موردت می‌نویسند و مردم دلرحم جهان در حالی که در رستوران همبرگر می‌خورند برای ابراز همدردی لایک‌ات می‌کنند.

به چه نگاه می‌کنی؟ تا به حال این همه جنازه با هم ندیده‌ای؟ اگر هیکل زمخت‌ات را از جلوی آفتاب کنار ببری تا آن بدبخت‌هایی که بالای سرشان ایستاده‌ای کمی آفتاب بگیرند بد نیست. لااقل جیب‌هایشان را بگرد شاید نامه‌ای عکسی چیزی در جیب‌شان باشد که بتوانی به خانواده‌هایشان برسانی. البته زیاد هم برایشان دلسوزی نکن. اینها رفتند و راحت شدند. عکس‌ خودشان که روی کتابها چاپ می‌شود. بچه‌هایشان هم قرار است از سهمیه‌های کمکی و تبصره‌های قانونی استفاده کنند و پله‌های ترقی را دور زده با آسانسور به سمت خوشبختی روانه شوند. تویی که باید باز اسلحه به دست بگیری و ماشه بچکانی تا شاید یکی دو تا مدال حلبی به لباست اضافه کنند و فداکاری‌هایت را الگوی نسل بعد قرار دهند تا سرباز برای جنگ‌هایشان کم نیاید. سرودهایی که تو خواندی را فرزندت هم خواهد خواند. اسلحه به دست می‌دود و پاهایش را جلوی فرزندان همین جنازه‌ها جفت می‌کند و بله‌قربان می‌گوید.

درکت می‌کنم بینوا! نه راه پس داری نه راه پیش. از ناحیه‌ی بدی هم گیر کرده‌ای. مقطوع‌النسل شدی رفت. درست است که کلاه گران است ولی نه آنقدری که جانت را برایش بدهی. نهایتا از یکی از اسیران دشمن می‌دزدیدی دیگر. این کارها چیست؟ نمی‌گویی دشمن می‌بیند و کل کشورتان سوژه می‌شود؟ همین کارها را می‌کنید که اسطوره کم می‌آید و روزنامه‌ها و تلویزیون مجبورند عکس‌هایتان را سانسور کنند و برایتان افسانه‌های دروغین بسازند مبادا شرف و حیثیت کشورتان در تاریخ برود. چه سربازهایی که با تیر خودی کشته شدند و کسی نفهمید، چه ترسوهایی که شلوارشان را خیس کردند و کسی ندید و چه فرمانده‌هایی که خود فرار کرده و دیگران را راهی میدان جنگ کردند و از دید مردم بدبخت پنهان ماند. البته مرگت شاید برای دوستانت نعمت باشد. معلوم نیست تا حالا چندتایشان را به اشتباه نزد خداوند متعال فرستاده‌ای.

آیا می‌توانید تعداد این جنازه‌ها را بشمارید؟! پدر آمرزیده خداوندگار خلاقیت بوده است. قاتل‌شان را می‌گویم. شاید هم قاتلین‌شان. اگر چند نفر بوده‌اند که احتمالش هم کم نیست، باید به عنوان الگو‌ی کار تیمی در جهان معرفی شوند. چنین طراحان بی نظیری را باید تشویق کرد. حتی به درستی نمی‌توان تشخیص داد کدام دست و پا متعلق به کدام سر است. کثیف‌کاری زیادی هم ندارد و خون چندانی بر زمین نریخته‌است که رسانه‌ها یقه بدرند و پیراهن عثمانش کنند. اکثرشان هم زن و بچه‌اند و دیگر نگران نیستیم که عده‌ای یتیم شده‌اند و پدر ندارند و چه و چه. فوقش پدری داغدار شده - البته اگر خودش زودتر نمرده‌باشد - که آن هم با گذشت زمان حل می‌شود. البته از این نباید گذشت که از وضعیت لباس‌هایشان پیداست که چندان زندگی مرفهی هم نداشته‌اند. شاید بتوان گفت همان بهتر که کشته شدند و زجر بیشتری در این دنیا به چشم ندیدند.

واقعا باید خجالت بکشیم. آن سوی دنیا کودکان برای اهدای عضو به دیگران صف می‌کشند و بدن خود را تکه پاره کرده بین دیگران تقسیم می‌کنند. ما اینجا نشسته‌ایم و برای آنها مرثیه‌خوانی می‌کنیم و عزا می‌گیریم. الگوی مردم ما و جوانان ما باید این بچه باشد. بچه‌ای که باید به دنبال توپ بدود، نقاشی بکشد، با دوستانش بازی کند می‌رود و اهدای عضو می‌کند و با این کارش به دنیا درس اخلاق و انسانیت می‌دهد. کودک بیچاره طوری اصرار داشته که حتی منتظر نمانده پزشکان متخصص بیایند و پاهایش را از بدنش جدا کنند. کاملا مشخص است با عجله خوابیده و تکه پاره کرده‌اند و تمام. تعجب من از این است که کسی نبوده که این کثیف‌کاری را تمیز کند. پس پرسنل آن بیمارستان مگر حقوق نمی‌گیرند؟ الان این پا که از بدن جدا شده بگندد چه کسی مسئول است؟ حتما باید عکس بگیرند و با آن نمایش راه بیندازند و ریا کنند؟

شور بی‌نمک