TimTim

سایت خبر خوان

سوظن - شام آخر یا موطلایی ها چطور آدم می کشند

جمعه 21 تیر 98 | 00:10 - virgool.io - 1
تا حالا فکر کردید که شام آخر زندگی تون رو قراره در کنار چه کسانی بخوری...

الان سال های جنگ جهانی دوم است، روزهایی که متفقین توی مرز های اِشغالی آلمان نازی پیش روی می کنند ولی خب ما خیال می کنیم همه چیز به خوبی پیش می رود، زیرا به ما اینطور گفته شده، چون از ما اینطور خواستده شده، چون مردم باید اینطور فکر کنند.

ما دور هم می‌نشینیم، یک شام مفصل آماده می کنیم و به سلامتی هم می‌نوشیم. ما به هم اعتماد داریم، همینطور به باور هایمان، اینکه نژاد آریایی بالاخره دنیا را خواهد گرفت و ما صلح را به جهان هدیه خواهیم کرد.


حتما تابلوی شام آخر مسیح اثر داوینچی را دیدید، درکنار مسیح در سمت راست یک خائن نشسته است اما از کجا می توانیم بفهمیم کدام یک از افرادی که سر میز شام امشب نشسته است، انگیزه خیانت دارد؟

شاید باید سوالی عمیق تر بپرسیم، کسی که برای آزادی خودش و مردمش می‌جنگد و تا قلب دشمن رفته و حاضر هست جانش را فدا کند خائن حساب می شود یا وطن دوست؟!

شاید امشب یک نفر از این جمع مسیح باشد ولی نه صرفا کسی که وسط نشسته... امشب یکی از این موطلایی ها به شکل خیلی جالبی قتل مرتکب خواهد شد


در نمایش سوظن کاری از محمدحسین رحیم، ماجرای یک دور همی دوستانه را شاهد هستیم که همونطور که انتظار داریم قرار نیست به خوبی و خوشی تموم بشه، چون یک نفر خائن در این بین حضور داره، شاید هم بیشتر!!

یک افسر نازی، یک دکتر و یک دانشمند به همراه همسران مهربان و خوشحال شون دور میز می‌شینند تا ما جرایی هیجان انگیز و کمی پیچیده را برای ما به اجرا بگذارند و من قرار نیست که داستان را لو بدم. برای همین به چند نکته بسنده می کنم:

  • بازی و کارگردانی قوی: خیلی کم پیش میاد که کارگردان های جوان در تئاتر ایران که به صورت همزمان در اجراهای خودشون بازی می کنند، هر دو کار رو با قدرت و با کمترین نقص انجام بدن، این نظر من هست، و فکر می کنم جناب کارگردان/بازیگر به خوبی هم نقش خودشون رو ایفا کردن و هم در این اجرا ما شاهد یک پکیج نمایشی موفق بودیم
  • جوان های آینده دار: در بین بازیگران هر اجرا، حتما تعدادی از ما بقی بیشتر خواهند درخشید که عوامل زیادی در این مورد می تواند موثر باشد، از دیدگاه من بازیگر نقش دکتر و بازیگر نقش همسر آقای دانشمند در کنار افسر نازی و آقای کارگردان بازی خیلی خوب و قابل تحسین داشتند.
  • نور، صحنه و صدای عالی: بعنوان مخاطب تئاتر، اولین مواردی که میتواند باعث ناراحتی تماشاگر شود، وجود مشکل در عوامل محیطی است، حتی کوچکترین چیزی می تواند مانع لذت بردن شما از اجرای تئاتر شود، اما در این نمایش، صحنه بسیار خوب و مطابق با زمان وقوع داستان با المان های صحیح اجرا شده بود، نور و صدا نیز در کنار طراحی صحنه باعث شدند که من برای این اجرا در این زمینه هم نمره ای بالاتر از قبولی و در حد خیلی خوب را در نظر بگیرم.
  • سرعت مناسب اجرا: حتما اجراهایی را شاهد بوده اید که روند داستان خیلی کند یا خیلی تند پیش می رود، اما چیزی که در این اجرا دیدیم و خیلی برای من جالب بود، این است که در عین جوان بودن بازیگران و سایر عوامل، داستان هرگز تغییر سرعت نامتناسب یا فراز ها و فرود های غیر عادی را تجربه نکرد.
  • پایان نمایش: اگر از پایان های کلیشه ای نمایش های متداول خسته شده اید، این اجرا می تواند نمونه خوبی برای داشتن تجربه ای متفاوت باشد، زمانی که شما بعنوان کارگردان و نویسنده بر خلاف تِرِند روز تئاتر ایران عمل می کنید، حتما برای تماشاگر تجربه متفاوتی خواهید ساخت به شرطی که این تصمیم شما در نتیجه خود، رضایت آنها را به همراه داشته باشد. اساسا به همین دلیل من از دیدن اجراهایی که از ساختار های گیشه ای و تکرار شونده دوری می کنند بسیار لذت می برم.

انتقاد ها:

به طور کلی فکر می کنم نوشته تمامی پارامتر های قوی این اجرا را چند نکته دیگر می توانست تکمیل کند، اول انتخاب بازیگران بهتر در دو نقش یا تلاش بیشتر بازیگران آن که این مورد را به جناب کارگردان منتقل خواهم کرد. مورد بعد شروعی که می‌توانست خیلی قوی تر باشد و با توجه به چیزی که تا پایان شاهد آن بودیم، فکر می کنم یک شروع قدرتمند تر را می توانستیم از این اجرا انتظار داشته باشیم.

از طرفی لباس های بازیگران می توانست قدری به لباس های اصلی آن زمان نزدیک تر باشد به شرطی که تاثیر بودجه و امکانات این اجرا را در نظر داشته باشیم، که به نظرم در مجموع خوب بود ولی من بعنوان کسی که فیلم و تئاتر زیاد تماشا می کنم همواره به دنبال عالی تر شدن و بهتر شدن اجراهای جوانان پر تلاش هستم.


ارزش این نمایش:

به نظرم این اجرا دقیقا مطابق هزینه ای که برای آن پرداخت می کنید، و حتی بیشتر از آن ارزش دارد، دریافت چنین تجربه خوبی از یک گروه جوان همواره میسر نیست، زیرا بارها به دیدن اجراهایی رفته ام که کارگردان اصرار بر بازی در یکی از نقش های اصلی را دارد و در مجموع از نظر بازی، بد ترین بازی ممکن را ارائه می دهد، زیرا نمی خواهد این موضوع را بپذیرد که ما همواره نمی توانیم در همه چیز عالی باشیم مگر به ندرت.

جدای موضوع هزینه، این اجرا قطعا برای من به اندازه ای که برای دیدن آن و همچنین نوشتن این متن وقت گذاشتم ارزش آفرینی کرد. یعنی یک تجربه لذت بخش در محیط مناسب و بیان یک داستان جالب و جذاب.


اطلاعات نمایش:

📍 تماشاخانه استاد جمشید مشایخی

📅  ۱۶ تا ۳۰ تیر

  ۲۱:۰۰

  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه

نویسنده و کارگردان: محمدحسین رحیم

بازیگران: (به ترتیب حروف الفبا) حمید اخوان، فائزه اسکندری، عطیه سادات حسینی، محمدحسین رحیم، ریحان غلامی، محسن کشاورز، علیرضا موسوی

تهیه کننده: گروه آرکا دکور

طراح صحنه: محمدتقی احمدزاده
دستیار صحنه: علی محمد دستفروشان
آهنگساز: شایان جمال
طراح پوستر: علی رضا مسعودی، حامد هاشمی
طراح لباس: ثنا نوروز بیگی
طراح گریم: صوفیا نساجی، لیلا مددی
مجری گریم: مهران عبدالمالکی
روابط عمومی و تبلیغات: شایان قربانی



ویرگول,تئاتر,شام آخر,خیانت,انتقام,