TimTim

سایت خبر خوان

داستان یک احساس شگفت انگیز

جمعه 21 تیر 98 | 01:10 - virgool.io - 2
تو این نوشته داستانی که باعث شد یه احساس فوق العاده رو تجربه کنم توضیح...

محمد دوستمه ، از بچگی با هم بزرگ شدیم. راستش مثل برادرم میمونه.تو شادی ها با همیم و مشکلاتمون هم سعی میکنیم با هم حل کنیم.

محمد چند سالی میشد که اضافه وزن داشت. شاید نزدیک 20 کیلو.اوایل زیاد واسش مهم نبود ولی وقتی این اضافه وزن کم کم از حد نرمال بالاتر رفت تبدیل به دغدغه اش شد.

تو این یکی دو سال آخر رژیم های مختلفی رو امتحان کرد ولی جواب آنچنانی نگرفت. نهایتا 3،4 کیلو کم میکرد که اونم بعد یه مدتی برمیگشت.

خیلی وقت بود واسش دنبال یه جایی بودم که یه آرشیو خوب از رژیم های غذایی و انواع رژیم لاغری داشته باشه.دیگه خودتون بهتر میدونین که الان همه واسه خودشون یه پا دکتر و مربی شدن و چون مثلا سقرا خانوم زن همسایه با خوردن فلان غذا لاغر شده به همه توصیه میکنن که معجون مخصوص و ابداعی سقرا خانوم رو بخورن تا لاغر شن.

محمد دیگه کم کم از لاغر شدن و رژیم های لاغری ناامید شده بود و قبول کرده بود که نمیتونه لاغر بشه.

از دکتر های تغذیه هم دل خوشی نداشت چون خیلی هاشون فقط رو یه رژیم خاص کار میکنن و شما مجبورین همون رژیم رو انتخاب کنین.خیلی وقت ها هم هزینه ی خیلی زیادی ازتون میگیرن و به نتیجه ی دلخواه نمیرسین.

یه روز که همینجوری وب گردی میکردم یه مطلبی رو تو کسینوس دیدم که یه سایت تخصصی رژیم رو معرفی کرده بود. بر طبق عادت بازش کردم و وارد سایتش شدم. رژیم سرا آغاز یه تجربه ی خوب بود.

میخواستم بر طبق عادت صفحه رو ببندم که دیدم قیمت هاشون تقریبا نصف بازاره. نشستم توضیحاتشون رو خوندم و رژیم کتوژنیک 28 روزه نظرمو جلب کرد.

تیر آخر بود. به محمد گفتم بیا و بازم امتحانش کن. این دفعه قوی تر. راضی کردنش سخت بود ولی هرجوری بود راضی شد که از این رژیم استفاده کنه.

خلاصش کنم،حالا محمد 17 کیلو کم کرده و من یه احساس فوق العاده دارم.

حسی که بهم میگه تو به یه نفر کمک کردی به هدفش برسه ! این کار باعث شد احساس کنم مفیدم و هیچی قشنگ تر از این حس نیست...

/امیرحسین تیرداد




ویرگول,رژیم,احساس خوب,کمک,