TimTim

سایت خبر خوان

اولین روز ویرگول-من هنوز بچه ام

چهارشنبه 17 مهر 98 | 20:30 - virgool.io - 1
زحمتِ نمایش نسخه ی بسیار معمولی خودم را میکشم.


همیشه اولین ها سخت ترینن مثل همین متنی که دارم مینویسم که حال این روزهای خودم رو بهتر بشناسم.هیچوقت فکر نمیکردم که روزی پیچیدگی های روزمره ام رو به متنی به هم پیوسته تبدیل کنم و بخوام با ادمهایی که نمیشناسم مطرحشون کنم.من این روزها دارم شرکتم رو میسازم و همزمان تلاش میکنم که اولین قردادهای فروش خارجی رو از طریقش به نتیجه برسونم،در رشته ی ام بی ای پذیرفته شده ام و در عین حال ایجاد تعادل بین سختی ها و خوشی های زندگی سخت و پیچیده شده.میخوام اینجا بنویسم که از هر روزم دارم چطور استفاده میکنم و هربار که دست به قلم میشم چه کارهایی رو در جهت خوشحال نگه داشتن خودم برداشتم.این روزها من حسابی داره بهم سخت میگذره اما وقتی خیلی حالم بده به اون ادمهایی فکر میکنم که بعد 10 12 ساعت کارِ سخت روزانه روی صندلی مترو خوابشون برده و حالشون برای رسیدن به خونه ای که توش ارامش نیست بد شده.


من 28 سالمه و احساس میکنم باید یک کار بزرگ در زندگیم انجام بدم.این فکر رو از همون بچگی با خودم همراه داشتم اما اعتراف میکنم که بعد از این همه مدت اونقدری که شایسته ی این فکره کار بزرگی برای تحققش انجام ندادم.با همین اعتراف بزرگ به سراغ نوشتن میرم و سعی میکنم جزئی ترین شرایطی که در زندگی باهاش مواجه هستم رو بدون هیچ تحلیل و قضاوتی اینجا بنویسم.اسم و عنوانش رو هم از اولین روز یادداشت میکنم تا فراموش نکنم از چه روزی شروع و در کجا خسته میشم!

ویرگول,من,روزمره,کار,زندگی,