TimTim

سایت خبر خوان

نقد فیلم مردم چه می گویند (What Will People Say), .

شنبه 22 دی 97 | 12:35 - salamcinama.ir - 47

نقد فیلم مردم چه می گویند, What Will People Say, .

سامان سامانی
یک ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبع.
امتیاز منتقد به فیلم :

دختری 16 ساله در نروژ با داشتن پدر و مادری پاکستانی و روابطی که او را در تضاد با باورهای خانواده قرار میدهد و........


نگاهی به فیلم مردم چه میگویند

 (what will people say)

سامان سامانی روانشناس و منتقد فیلم

 فیلم چند ملیتی نروژ ،سوئد ،دانمارک ،آلمان،فرانسه 

کارگردان iram haq 

نویسنده jaideep yadav

فیلم نشان دهنده  بخشی از زندگی دختری جوان بنام نیشااست که پدر و مادرش پاکستانی و در کشور نروژ زندگی میکند و اکنون در سن حدودآ 16 سالگیست .

در فیلم نشان نمیدهد که آیا نیشا در نروژ بدنیا آمده یا در پاکستان و یا کشوری دیگر، تنها پدر در بخش کوتاهی در گفتگو با دختر اشاره ای دارد به آنکه پس از این کشور و آن کشور رفتن و حتی رفتن به زندان دست آخر با کارهایی که خود نروژی ها آن کارها را نمیکنند و با زحمات بسیار خود را به جایی رسانده که بتواند زندگی نسبتآ مرفهی برای خود و خانواده اش فراهم کند ، که البته باز نشان نمیدهد که چرا در کشورش نمانده و مثل خواهر و دیگر بستگان ،مهاجرت را برگزیده . برای خواننده این مطلب شاید سؤال این باشد که ،حالا چه فرقی میکنه که دختر در کجا بدنیا آمده و کلا چرای مهاجرات انها باید مهم باشد ،

اما چون فیلم در حوزه ای ساخته شده که مربوط به رفتارهای اجتماعی خاص ، مربوط به روان و چگونگی عرف حاکم و جا افتاده بر آن آداب در کشورهای مختلف است ،باید کمی دقیقتر بدان پرداخته میشد ،بصورت ساده تر در کشوری مشروب و حتی برخی مواد مخدر آزاد و در جایی مصرف و استعمال آن باعث مشکلات فراوان برای مصرف کننده و حتی زندان را در پی دارد.

اما همه اینها و علارقم وجود برخی کاستیهای دیگر هنوز فیلم کاری ارزنده و تلاش در ارائه  نکاتی قابل توجه در زندگی نه تنها نیشا 16 ساله بلکه کل مردمیست که با شیوه خود و فرهنگ ناشی از سنت های گذشته ، زندگی میکنند .

تفکری که ناشی از رفتارهای حاکم بر جامعه و اندیشه جا افتاده در نگاه آدمهاییست که در آن مکان رشد و خوب و بد را بر اساس معیارهای جا افتاده در آن فرهنگ با خود یدک میکشند و در اینجا منظور مادر پدر و برادر نیشا ست که تقریبا در تضاد با شیوه بزرگ شدن در شرایط مکانیست که دختر جوان در آن رشد کرده و همانگونه که گفته شد ،کاملا متفاوت با اندیشه حاکم بر سنن جا افتاده در باورهای مادر و البته پدر است .

چه نام آشنایی حداقل در فرهنگ ما بروی فیلم گذاشته شده ( مردم چی میگن) 

امیددارم در ذهن خواننده این نوشته اینگونه القا نشود که نگارنده با آنچه در رفتار دختر نشان داده میشود همسویی دارد ،در اینجا بحث هرگز بر سر درست یا غلط بودن حرکت دختر نیست بلکه نشان دادن فرهنگ و مکانیست که در تاثیر متقابل در باورهای دختر جوان او را در چالش شدید با خانواده قرار میدهد . به زبان راحت تر فرهنگ کشورهای عقب نگه داشته شده با باورهای البته خاص شرعی و کشوری در اروپا و در اینجا نروژ با روابط کاملا باز بخصوص جنسی ،بار دیگر تاکید دارم نگارنده این مقال بر سر نشان دادن درست یا غلط  این روابط نیست ،بلکه مراد نویسنده نشان دادن تفاوتهاست .

آنگاه که در باورهای ما تنها دیگرانند که حرفشان و رفتارشان ارزش دارد ،آنگاه که ما بدلیل نداشتن و یا کمبود عزت نفس ، خود را بی ارزش پنداشته و این نظر و گفته و نگاه دیگران است که ارزش میابد .

(مردم چه میگویند؟) ،بله این واقعیت حاکم بر تفکریست که به سان چشم فقط دیگران را میبیند و خود را آنقدر حقیر میداند که حتی بخاطر نظر این دیگران ،میتواند نزدیکترین و شاید عزیزترین موجود زندگی خود را به مسلخ ببرد .

مادر با نگاهی فوق سنتی که حتی پس از سالها زندگی در اروپا از رقص با همسر خود در جلوی چشم دیگران ابا دارد و پدری با باورهای سنتی که او را نیز رنج میدهد ،و برادری بزرگتر که بودن یا نبودن خواهر برایش تعریفی جز ندیدن خواهر ندارد.

در مجموع فیلم نمایشگر هنجارها و ناهنجاریهای متضاد در فرهنگهای متفاوت و آنانیست که نمیخواهند و یا نمیتوانند تبعات قرار گرفتن در شرایط خود خواسته را پذیرا باشند اما سازنده آنرا در حد این فیلم خوب بیان میکند ، احتمالا اگر بخواهیم نوع تفکر پایه ای هر دو فرهنگ را به داوری بنشینیم ،خاطر خواننده را شاید آزار دهیم ، از اینرو اکتفا میکنم به اینکه فیلم علارقم نداشتن ساختار شاید صد در صد حرفه ای سینمای اروپا ، بسیار گفتی در خود دارد و البته دیدنی ،در انتها پیش از بستن مقال نمیتوانم از حرکت زیبای کارگردان یاد نکنم که ،پدر را که باز بیشتر از مادر در بیرون خانه و فضا و محدوده افراد در کنارش فراتر از مادر بوده ،زمانیکه میشنود ،دختر را به بردگی اقای دکتری میخواهند بفرستند که باید بجای اجتماعی بودن و کار کردن و استقلال شخصی به بندگی تن دهد ،لحظه ای بخود میاید و دست آخر با آنکه زیر بار مجموعه قیود موجود در روابط خود و باور هایش خورد میشود ، حرکت جلوی چشمانش را تحمل میکند و به کلام آزادی حرمت میدهد.

سامانی

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است