TimTim

سایت خبر خوان

دلایل عزل منتظری از كسوت قائم مقامی رهبری

سه شنبه 6 فروردین 98 | 16:36 - yjc.ir - 3
امام خمینی (ره) فروردین سال ۶۸ در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله منتظری نوشت: «شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند».

علت برکناری آیت الله منتظری چه بود؟به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، ششمین روز فروردین ماه هر سال یادآور سالگرد صدور نامه‌ای تاریخی است که در آن امام خمینی (ره) حاصل عمر خود را برای صلاح اسلام و جامعه اسلامی کنار گذاشته و نکاتی را متذکر شدند که امروز و با گذشت نزدیک به سه دهه همچنان نیاز به بازخوانی آن احساس می‌شود.

آیت الله منتظری از شاگردان امام خمینی (ره) و مبارزان انقلاب اسلامی بود که در سال ۱۳۶۴ با انتخاب مجلس خبرگان رهبری به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب شد؛ اگرچه مسئولیتی با این عنوان در قانون اساسی وجود نداشت. امام خمینی (ره) در دیداری هم که اعضای مجلس خبرگان پس از این انتخاب با ایشان داشتند، سخنی از آیت الله منتظری به میان نیاوردند و در این باره سخن نگفتند.

آیت‌الله منتظری، امام خمینی و هاشمی رفسنجانی

یک سال پس از انتخاب آیت‌الله منتظری به قائم مقامی رهبری، سیدمهدی هاشمی برادر داماد آیت‌الله منتظری دستگیر شد. سیدمهدی هاشمی پیش از انقلاب اسلامی به جرم قتل آیت‌الله شمس آبادی به زندان افتاد و به دلیل اینکه با ساواک همکاری داشت، حکم اعدامش تخفیف یافت. او با انقلاب اسلامی توانست از زندان خارج شود و با حمایت‌های آیت الله منتظری مسئولیت نهضت‌های آزادی بخش سپاه را در دست بگیرد. او همچنین گروهی را در قهدریجان اصفهان با نام «ضربت» تشکیل داد که با استفاده از موقعیت بیت آیت الله منتظری که برادرش اداره آن را برعهده داشت، حرکات مشکوکی انجام داد و حتی به مخفی کردن تعداد بسیاری اسلحه، سرقت اسناد از ادارات و ترور و آدم‌ربایی پرداخت.


بیشتر بخوانید : روایتی بدون سانسور از زندگی آیت الله منتظری + فیلم


آیت‌الله ری شهری وزیر وقت اطلاعات درباره دستگیری سیدمهدی هاشمی و ارتباط او با آیت الله منتظری گفته است: «ما برای این که با پشتوانه قوی جلو برویم، موضوع را با امام در میان گذاشتیم و از ایشان سوال کردیم که آیا اجازه می‌دهید اقدامات لازم را انجام دهیم یا خیر. امام فرمودند: جلو بروید و ببینید ماجرا چیست. ما تصور می‌کردیم آقای منتظری در این موضوع با ما همراه شوند و در جهت رسیدگی به اقدامات غیرقانونی این افراد با ما همکاری داشته باشند...، اما وقتی این موضوع را با ایشان مطرح کردیم، دیدم آقای منتظری خیلی عادی برخورد می‌کنند و به نوعی کار‌های این افراد را توجیه می‌کند. ایشان گفتند مدارک را به من بدهید. مدارک را به ایشان دادیم و بعد‌ها متوجه شدیم آقای منتظری مدارک را به سیدمهدی هاشمی تحویل داده تا از جریان پرونده‌ها باخبر باشد.»

علیرغم دستگیری سیدمهدی هاشمی، اما آیت الله منتظری همچنان از او حمایت می‌کرد و می‌گفت: «سیدمهدی آدم درستی است و او را فردی سودمند می‌شناسم.» او حتی در این رابطه نامه‌ای ۹ صفحه‌ای نوشت که پس از برگزاری جلسه‌ای با حضور روسای قوای سه‌گانه و سیداحمد خمینی خدمت امام، به ظاهر با شنیدن توضیحات حاضران در مورد مهدی هاشمی و عملکرد خود، سخنان آنان را پذیرفت، اما دوباره به حمایت از سیدمهدی هاشمی پرداخت. در نهایت سیدمهدی هاشمی به جرم چندین فقره قتل و اقدامات دیگری به اعدام محکوم شد و حکم اعدامش در تاریخ ۶ مهرماه ۱۳۶۶ به اجرا در آمد.

سیدمهدی هاشمی در یکی از جلسات دادگاه

آیت‌الله منتظری همچنین در سال ۶۷ با دستور اعدام زندانیان منافقی که با مجریان عملیات فروغ جاویدان همراه بودند و قصد سرنگونی نظام را داشتند مخالفت کرد و به حمایت از آنان پرداخت.

در نهایت امام خمینی (ره) در تاریخ ۶ فروردین سال ۶۸ نامه مهمی خطاب به آیت الله منتظری نوشتند که متن آن نامه به شرح ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پرخون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعا بر نظر خودم مقدم می‌دانم: خدا را در نظر می‌گیرم و مسائل را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از کانال آن‌ها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید.

شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان، نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آن‌ها نمی‌دیدم. مثلاً در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید.

در مسأله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با این که برایتان ثابت شده بود که او قاتل است، مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آن‌ها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که برای شما پول می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند.

بحمدلله از این پس شما مسأله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلما منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیز‌هایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند- با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:
۱. سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.
۲. از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
۳. دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیو‌های بیگانه دهند.
۴. نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید، برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.

والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید، ولی شخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این‌گونه کارهایتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم.
والله قسم، من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم، ولی او را هم آدمی خوبی می‌دانستم.
والله قسم، من رأی به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم:
من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستانم مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت بر نمی‌دارم. من کار به تاریخ و آن چه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیبمان پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آن‌ها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تأثیر دروغ‌های دیکته شده که این روز‌ها رادیو‌های بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند، نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست او است.
والسلام.
یکشنبه ۶۸/۰۱/۰۶
روح الله الموسوی الخمینی» (صحیفه امام (ره)، ج. ۲۱، ص. ۳۳۰)

در سال‌های گذشته از سوی بیت آیت‌الله منتظری ادعا‌هایی درباره این نامه مطرح شده و گفته شده است که این نامه توسط سیداحمد خمینی نوشته شده است. حتی علی مطهری نیز چند ماه پیش دوباره به تکرار این ادعا پرداخت که این بار موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) اسناد اصالت این نامه را منتشر کرد که در گزارشی با عنوان "انتشار اسنادی از اصالت نامه امام درباره آیت الله منتظری و نهضت آزادی برای اولین بار" در خبرگزاری تسنیم منتشر شد.

پس از نامه امام خمینی (ره) به آیت الله منتظری و گفتگو و جلساتی که بین سران قوا و امام خمینی (ره) گذشت، او یک روز بعد نامه استعفای خود را نوشت که متن آن در زیر آمده است:

«بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک آیه الله العظمی امام خمینی مدظله العالی

پس از سلام و تحیت مرقومه شریف مورخه ۶۸/۱/۶ واصل شد. ضمن تشکر از ارشادات و راهنمائی‌های حضرتعالی به عرض می‌رساند: مطمئن باشید همان‌طور که از آغاز مبارزه تاکنون در همه مراحل همچون سربازی فداکار و از خودگذشته و مطیع در کنار حضرتعالی و در مسیر اسلام و انقلاب بوده‌ام اینک نیز خود را ملزم باطاعت و اجراء دستورات حضرتعالی می‌دانم، زیرا بقاء و ثبات نظام اسلامی مرهون اطاعت از مقام رهبری است.

برای هیچکس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم تاکنون در سایه رهبری و ارشادات حضرتعالی از خطرات مهمی گذشته و دشمنان زیادی همچون منافقین کوردل که دستشان بخون هزاران نفر از مردم و شخصیت‌های عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من آغشته است و سایر جناح‌های مخالف و ضدانقلاب و سازشکار و لیبرال مآب‌های کج فکر را رسوا و از صحنه خارج نموده است. آیا جنایات هولناک و ضربات ناجوانمرانه این روسیاهان کوردل بانقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش شدنی است؟ و اگر بلندگو‌های آنان و رادیو‌های بیگانه خیال می‌کنند با جوسازی‌ها و نشر اکاذیب و شایعه پراکنی‌ها بنام این جانب می‌توانند باهداف شوم خود برسند و در همبستگی ملت ما رخنه کنند، سخت در اشتباهند؛ و راجع به تعیین این جانب به عنوان قائم مقام رهبری خود من از اول جداً مخالف بودم و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین این جانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگی خود را صریحاً اعلام می‌کنم و از حضرتعالی تقاضا میکنم.

به مجلس خبرگان دستور دهید مصلحت آینده اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه فرمائید همچون گذشته یک طلبه کوچک و حقیر در حوزه علمیه به تدریس و فعالیت‌های علمی و خدمت به اسلام و انقلاب زیر سایه رهبری حکیمانه حضرتعالی اشتغال داشته باشم؛ و اگر اشتباهات و ضعف‌های که لازمه طبیعت انسان است رخ داده باشد، ان شاءالله با رهبری‌های حضرتعالی مرتفع گردد؛ و از همه برادران و خواهران عزیز و علاقمند تقاضا می‌کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبری و خبرگان محترم به بهانه حمایت از من کاری انجام دهند و یا کلمه‌ای بر زبان جاری نمایند، زیرا مقام معظم رهبری و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمی‌خواهند. امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنمائی‌ها ارزنده خود بهره‌مند و از دعای خیر فراموش نفرمائید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته ۶۸/۱/۷»

متعاقب نامه فوق، امام خمینی (ره) در جوابیه‌ای با استعفای آقای منتظری موافقت کردند. متن جوابیه امام به شرح زیر است:

«بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

جناب حجت‏ الاسلام و المسلمین آقای منتظری ـ دامت افاضاته

با سلام و آرزوی موفقیت برای شما، همان‏طور که نوشته‌‏اید رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می‌‏خواهد؛ و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم، و در این زمینه هر دو مثل هم فکر می‏‌کردیم. ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند؛ و من هم نمی‏‌خواستم در محدودۀ قانونی آن‌ها دخالت کنم. از اینکه عدم آمادگی خود را برای پست قائم مقامی رهبری اعلام کرده‌‏اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر می‌‏نمایم. همه می‏‌دانند که شما حاصل عمر من بوده‌‏اید؛ و من به شما شدیداً علاقه‏‌مندم.

برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت می‏‌کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید؛ و از رفت و آمد مخالفین نظام، که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا می‏‌زنند، جداً جلوگیری کنید. من این تذکر را در قضیۀ «مهدی هاشمی» هم به شما دادم. من صلاح شما و انقلاب را در این می‌‏بینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند.

از پخش دروغ‌های رادیو بیگانه متأثر نباشید. مردم ما شما را خوب می‏‌شناسند، و حیله‏‌های دشمن را هم خوب درک کرده‏‌اند که با نسبتِ هر چیزی به مقامات ایران کینۀ خود را به اسلام نشان می‏‌دهند.

طلاب عزیز، ائمۀ محترم جمعه و جماعات، روزنامه‏‌ها، و رادیو ـ. تلویزیون، باید برای مردم این قضیۀ ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است، و همه باید تابع آن باشیم. جنابعالی ان شاءاللّه‏ با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی می‏بخشید. والسلام علیکم.

۸ / ۱ / ۶۸
روح‏ اللّه‏ الموسوی الخمینی»

امام خمینی همچنین در ۲۶ فروردین ۱۳۶۸ در نامه‌ای خطاب به وزیران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی علت تصمیم خود در برکناری آیت الله منتظری را تبیین کردند. متن آن نامه امام به این شرح است:

«بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

خدمت فرزندان عزیز، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و وزرای محترم ـ دامت افاضاتهم

با سلام، شنیدم در جریان امر حضرت آقای منتظری نیستید و نمی‏‌دانید قضیه از چه قرار است. همین قدر بدانید که پدر پیرتان بیش از دو سال است در اعلامیه‌‏ها و پیغام‌ها تمام تلاش خود را نموده است تا قضیه بدین جا ختم نگردد، ولی متأسفانه موفق نشد. از طرف دیگر وظیفۀ شرعی اقتضا می‏کرد تا تصمیم لازم را برای حفظ نظام و اسلام بگیرد؛ لذا با دلی پرخون حاصل عمرم را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشتم.

ان‏‌شاءاللّه‏ خواهران و برادران در آینده تا اندازه‌‏ای روشن خواهند شد. سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی‌بردار نیست؛ و در صورت تخطی، هر کس در هر موقعیت بلافاصله به مردم معرفی خواهد شد. توفیق همگان را از خداوند متعال خواستارم. والسلام علیکم و رحمة اللّه‏ و برکاته.

۶۸/۱/۲۶
روح‏ اللّه‏ الموسوی الخمینی»

منبع: تسنیم

انتهای پیام/

چرا آیت‌الله منتظری عزل شد؟

امام خمینی (ره)،خواندنی،متولد انقلاب